تبليغاتX
دکتر محکی - مرخصی فوری

 

مرخصی فوری

برای کاری نیاز به چند روز مرخصی داشتم ، اما می دانستم که رییس موافقت نخواهد کرد .

با خودم فکر کردم اگر کاری «دیوانه وار» انجام دهم به مقصود خود خواهم رسید . بنابراین ، خودم را باز سقف آویزان کردم و صداهای خنده داری در آوردم .

خانمی که همکارم بود پرسید چرا این کار را می کنم . به او گفتم دارم وانمود می کنم که لامپ هستم تا رییس فکر کند دارم عقلم را از دست می دهم و چند روزی به من مرخصی دهد .

چند دقیقه بعد رییس به دفتر آمد و گفت : « محض رضای خدا بگو داری چه کار می کنی ؟»

به او گفتم : « من یک لامپ هستم.»

او گفت : « کاملاً مشخص که تحت فشار روحی شدیدی بوده ای ، به خانه برو و چند روزی استراحت کن تا حالت خوب شود.»

پایین پریدم و فوراً از دفتر خارج شدم . . .

درست بعد از خروج من ، همکارم نیز به دنبال من آمد .

وقتی که رییس از او پرسیده بود : « تو کجا می روی ؟» در پاسخ گفته بود : « من هم دارم به خانه می روم . نمی توانم در تاریکی کار کنم

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 17:34  توسط دکتر محکی  |