|
|
|
|
|
دکتر علی محمدی در مصاحبه با «پرانتز»:
دکتر محمدی ، استاد بازنشسته دانشگاه ناتینگهام انگلستان که به تازگی به ایران بازگشته است در گفت و گو با "پرانتز" در باره کارکرد فرهنگی تلویزیون گفت: "تلویزیون به فرهنگ شکل می دهد. فرهنگ سازی کار ظریفی است و کسانی که می خواهند کار برنامه سازی کنند باید با وضعیت روحی و فرهنگی و اجتماعی مردم آشنا باشند. متاسفانه این نکته در این رسانه مغفول دکترمحمدی افزود: من در میان رسانه ها نوعی عدم تعادل را مشاهده می کنم،برخی آن قدر شیفته غرب شده اند که می توان گفت از غربی ها هم غربی ترند و برخی دیگر هم از آن سوی بام می افتند. .بیایید ملت و منافع ملی را در نظر بگیریم و من فکر می کنم روزنامه های ما خیلی به منافع ملی توجه نمی کنند و دایما در پی فروش روزنامه خود هستند. محمدی بزرگترین مشکل روزنامه نگاران ایرانی را عدم امنیت شغلی ذکر می کند و می افزاید: دغدغه نبود امنیت شغلی امکان نگاه حرفه ای را از روزنامه نگاران سلب می کند. مشکل دیگر، مساله جوامع در حال گذار است. در این گونه جوامع هیچ چیز پایدار نیست، سیاست ها تغییر می کند و روزنامه نگار نمی داند باید چه سازی بزند و همین دغدغه او را به سمت خود سانسوری سوق می دهد. خودسانسوری یک بیماری است که بر روی نوشته روزنامه نگار اثر نامطلوب می گذارد. این است که می بینید روزنامه ها پر از مطلب است اما چیزی برای گفتن ندارد. در مواقعی که روزنامه ها آزاد تر بودند به قدری تند بودند که حد و حدود خود را نمی شناختند و برای صاحب امتیاز روزنامه ایجاد دردسر می کردند. ما حد و حدود خود را نمی دانیم تا کجاست و گاهی پا را از محدوده مشخص شده فراتر می بریم. از نظر حرفه ای، روزنامه نگاری پیشرفت زیادی داشته است، اما روزنامه نگاران نتوانسته اند از تجربیات دیگر کشورها استفاده کنند و از شرایط کاری آنجا مطلع شوند. آشنایی با این رسانه ها اعتماد به نفس بیشتری را در روزنامه نگاران داخلی به وجود خواهد آورد و آنها سعی می کنند بیشتر کارکنند و خودی نشان دهند. اما متاسفانه نبود تعامل با رسانه های خارجی باعث رخوت در روزنامه نگاری ما شده است. وی با مقایسه ای میان روزنامه نگاری ایرانی و روزنامه نگاری بین المللی می گوید: اگر صفحات مجموعه ای از روزنامه ها را با قیچی برش بزنید و کنار هم بگذارید شاید بتوان گفت که از درون آن بتوان شکلی ازاستانداردهای بین المللی روزنامه نگاری را یافت اما به طورکلی برخی از روزنامه های ما اصلا حالت روزنامه ندارند و صرفا یک سری واژه هاست که در کنارهم چیده شده اند. برخی روزنامه ها شباهت زیادی به روزنامه های حرفه ای دارند اما از نظر محتوایی بسیار ضعیف اند. معلوم نیست کار این روزنامه ها دادن اطلاعات به مخاطب است یا دادن آموزش به او و یا در پی چاپ آگهی بیشترند. روزنامه خوب این جا هم، حتی مقاله اورژینال ندارد و صرفا ترجمه های مختلف ، قراضه و درجه دو را شامل می شود. به نظر من قدری کیفیت نوشتاری روزنامه ها پایین آمده است. در زمانی که ما دانشجو بودیم نوشته های روزنامه نگارانی که مقاله می نوشتند و از بهترین روزنامه نگاران کشور بودند تاثیرات زیادی را در جامعه درپی داشت. هر پنجشنبه مرحوم حسن صدر مقالاتی را در خصوص انقلاب الجزایر می نوشت و در آن روز، روزنامه اطلاعات 5هزار نسخه بیشتر منتشر می شد. اما امروزکمتر می توان تحلیل های خوب و اثرگذار را سراغ گرفت.با آن که آن روزها خبری از دانشکده ها و مراکز آموزش روزنامه نگاری نبود و غالبا دبیران و معلمان به حرفه روزنامه نگاری روی می آوردند. گرچه امروز خوشبختانه مراکز زیادی مشغول تربیت روزنامه نگار هستند اما متاسفانه روزنامه ها آن انسجام گذشته را ندارند. وی درپایان درخصوص محدودیت هایی چون سانسور در روزنامه نگاری می گوید: در همه کشورها مساله فیلتر گذاری وجود دارد ولی این مساله شدت و ضعف دارد. شما نمی توانید برخی اسامی را ذکر کنید ویا در خصوص افراد خاصی مطلب بنویسید اما ضابطه خاصی برای این مسایل تعریف شده است. برای مثال اگر شما تصور می کنید که نوشتن راجع به ملکه الیزابت غیر از آن که به فروش روزنامه تان کمک می کند ،مطلبی است که مردم بایداز آن مطلع شوند، قانون از شما حمایت می کند. چون روزنامه نگار وظیفه دارد در همه حال مدافع حقوق مردم باشد. مردم به خاطر خریدن آن روزنامه حامی آن روزنامه می شوند. ودر شرایطی هم بالا و پایین آمدن تیراژ روزنامه تان است که به شما می فهماند که چه حرکتی از شما مورد پسند مخاطبان بوده است و چه حرکتی آنها را رنجانده است. منبع با اندک اصلاحات: www.parantez.blogsky.com |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384ساعت 9:32 توسط دکتر محکی
|
|
||
|
|
|
|
|
اميد، اين نويد را داد که ايراني ها هوشمندي خود را در استفاده درست از مواهب جامعه اطلاعاتي در آينده اي نه چندان دور نشان مي دهند. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384ساعت 8:29 توسط دکتر محکی
|
|
||
|
|
|
|
|
هفته گذشته زمانی که در مراسم معرفی برترین عکس های نشریه همشهری محله نام «محمد توکلی» از سوی مجری برنامه به عنوان یکی از برگزیدگان اعلام شد، کمتر کسی می دانست که محمد، پسر دکتر «احمد توکلی» استاد برجسته روزنامه نگاری است. جالب اين بود که دکتر توکلی در کنار دکتر يونس شکرخواه و چند تن دیگر از استادان روزنامه نگاری در روی سن، جوایز برگزیدگان را اهدا می کردند. وقتی که محمد برای دریافت جایزه با استادان دست داد و برای گرفتن جایزه نزد دکتر شکرخواه رفت، يونس به او گفت :«برو اول صورت پدر را ببوس و بعد بيا جايزه ات را بگير!» آن جا بود که مجری اعلام کرد «محمد توکلی» پسر هنرمند استاد «توکلی» است. وقتی کف ممتد حاضران در سالن با بوسه های محمد بر گونه های شاد پدر همراه شد، ناخودآگاه اين شعر بر لبانم جاری شد: «از پدر پسر چنين بايد...». کسب جايزه عکس برتر در مسابقه عکس عاشورائیان، که دومين توفيق پیاپی محمد توکلی در یک هفته اخیر است، به او و پدر بزرگوارش تبريک می گويم. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384ساعت 8:16 توسط دکتر محکی
|
|
||
|
|
|
|
|
از امروز تعدادی از جزوه های درسی ارتباطات را برای استفاده دانشجويان در روی سايت شخصی ام به آدرس www.drmahaki.com گذاشته ام. اين جزوه ها مربوط به درس های فنون تبليغ، افکار عمومی، مبانی ارتباطات انسانی و روزنامه نگاری است. ان شاالله در آينده نزديک جزوات ديگری را پس از اين که ويراستاری کردم روی سايت خواهم گذاشت. از صبح شنبه ۲۰ اسفند ماه نيز تعداد ۹ مقاله از تاليفاتم را برای بهره برداری دوستان، دانشجويان و پژوهشگران علوم ارتباطات روی همين سايت گذاشته ام. اين مقاله ها عبارتند از: ايران و چشم انداز روابط عمومی در جهان معاصر، تبليغات در انتخابات، رابطه پليس و مردم در مطبوعات ايران، رسانه ها و آموزش عمومی، رسانه ها و سياست خارجی، شادی عمومی و پخش زنده تلويزيونی، در باره پايگاه اطلاع رسانی پليس، مطبوعات مردم و شهرداری، نگرش اخلاقی به فن آوری های نوين. از خدا طلب توفيق می کنم تا مقالات ديگر را هم بتوانم بازنگری و تنظيم کنم تا در دسترس عموم قرار گيرد. و اما دو نکته شايان ذکر: اول اين که جزوات ياد شده عمدتا گردآوری هستند و نه تاليف. منابعی را که برای گردآوری از انها استفاده کرده ام در انتهای جزوه ها ذکر شده اند. دوم: ممنون می شوم نظر شما را در باره آنها داشته باشم. ضمنا چون قصد دارم بيوگرافی مختصری از استادان ايرانی محترمی که در علوم ارتباطات تدريس و تحقيق می کنند روی سايت بگذارم، متشکر خواهم شد چنان چه خلاصه ای از زندگی نامه و سوابق آموزشی و پژوهشی خود را به اين آدرس برايم ارسال کنند: |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384ساعت 0:16 توسط دکتر محکی
|
|
||
|
|
|
|
|
جايتان خالی، ديروز در مراسم آغاز سومين سال انتشار همشهری محله شور و صفايی برپا بود.
خبرنگاران و سردبيران جوان، پرنشاط و با انگيزه اين نشريه مردمی دور هم جمع شده بودند تا جشن تولد دوسالگی همشهری محله را با شکوه برگزار کنند. در اين مراسم برگزيدگان بخش های مختلف ( مقاله، خبر، گزارش، عکس، گرافيک و ...) معرفی شدند و از خانواده های سه عکاس و خبرنگار شهيد حادثه سقوط سی ۱۳۰ تجليل شد. معارفه آقای انتظامی به عنوان مدير مسئول و مدير عامل موسسه همشهری هم يکی ديگر از بخش های اين مراسم بود. به اصحاب همشهری محله آغاز سومين سال انتشار اين نشريه مردمی و خونگرم را تبريک می گويم. برای آقای زايری هم که در راه اندازی اين نشريه و اداره آن تا همين ۶ ماه پيش جدا مايه گذاشت آرزوی موفقيت می کنم.
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه نوزدهم اسفند 1384ساعت 13:40 توسط دکتر محکی
|
|
||
|
|
|
|
|
امروز که در روزنامه خواندم دوست عزیزمان «حسین انتظامی» به عنوان مدیر مسئول روزنامه همشهری و مدیر عامل موسسه همشهری انتخاب شده است خیلی خرسند شدم چون از سوابق مدیریت ایشان در روزنامه جام جم مطلع بودم .
ضمن تبریک این انتخاب به حضور جناب انتظامی و آرزوی موفقیت برای ایشان، از شهردار محترم تهران جناب آقای دکتر قالیباف هم به خاطر این حسن انتخاب تشکر می کنم. حال که یکی از قوی ترین تیم های روزنامه نگاری کشور شامل جناب حاج آقای زائری به عنوان سردبیر و جناب آقای انتظامی به عنوان مدیر مسئول در کنار هم قرار گرفته اند انتظار می رود روزنامه همشهری، به عنوان پرتیراژترین روزنامه کشور، بیش از گذشته در عرصه مطبوعاتی روندی رو به رشد را تجربه کند.
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم اسفند 1384ساعت 20:38 توسط دکتر محکی
|
|
||
|
|
|
|
|
گذر بزرگراه از جنگل لويزان
از موضوعات مهمی که در حوزه علوم ارتباطات مورد بحث و بررسی جدی قرار می گیرد، «رابطه متقابل رسانه ها و افکار عمومی» است. رسانه ها، با قرار گرفتن ميان کنشگران سياسی و مردم، نقش گزارشی ايفا می کنند. يعنی در قالب اخبار و تفسير رخدادها، «فضاسازی ذهنی» می کنند. بعضی از صاحب نظران ارتباطات معتقدند که رسانه ها «شبه بحران هايی» درست می کنند تا بتوانند در ميان موضوع های مختلف روز که اهميت نابرابر دارند، اولويت قائل شوند. به نظرآنان رسانه ها با برنامه ريزی های زمان بندی شده خود در عرصه رويدادها، سعی می کنند بر گرايش های مردم در موضوع های مختلف تاثير بگذارند. در اینجا بحث بر سر این پيش می آيد که آيا رسانه ها در انجام این کار، از دستور کاری تبعیت می کنند که بر مبنای مقتضیات حرفه ای رسانه ای و یا نیاز های مخاطبان تنظیم شده و يا خير برعکس آنان بر اساس ملاحظات سیاسی _ اقتصادی و یا رقابت های صنفی، دستور کارهای خود را تنظيم و پيگيری می کنند. در خصوص موضوعات اجتماعی و مباحث توسعه شهری، یکی از حالت های ناخوشايند ممکن این است که دستورکار رسانه از مصلحت اجتماعی فاصله گیرد و به گونه ای رویداد مدار بدون توجه به فرآیندها و نیازهای اجتماعی، در مقابل روند بهسازی و پیشرفت امور جامعه جبهه گيری کند. شايد بتوان نمونه چنین موردی را در موضوع گذر بزرگراه در حال احداث شهيد زين الدين از میان جنگل لویزان ببینیم. واقعیت این است که سال های متمادی مردم ساکن منطقه شرق تهران از معضل گره کور ترافیکی رنج برده اند. پس از مدت ها انتظار، آنها خبر ادامه احداث مسير بزرگراه شهيد زين الدين را می شنوند. بزرگراهی که مشکل ترافيک آن منطقه را می تواند به طور محسوس کاهش دهد. اين خبر که نويد دهنده حل مشکل ديرين آنان بود از سوی ديگر نگرانی هايی را در مورد احتمال تخريب منازل آنان ايجاد کرد. لذا اين پرسش که آيا مسير بزرگراه از ميان خانه های کوچک و پر جمعيت آنها گذر خواهد کرد يا نه بين ساکنان منطقه رد و بدل می شد. البته اين موضوع برای کسانی که احتمالا بر اساس رانت اطلاعاتی از مسير قبلی گذر بزرگراه مطلع شده و زمين هايی را در آن اطراف خريده بودند تا سودهايی سرشار به جيب زنند اصلا نگران کننده نبود! در اين اثنا خبر می رسد برای ممانعت از خرابی منازل 830 نفر از ساکنان و جلوگيری از بی سرپناه شدن بيش از پنج هزار نفر افراد منطقه، مسير بزرگراه از ميان جنگل لويزان عبور خواهد کرد. اين خبر به همان اندازه که برای آن پنج هزار نفر خوشحال کننده است می تواند اسباب نگرانی گروه کوچکی را فراهم سازد که کسب ثروت انبوه از فروش زمين های اطراف مسير قبلی بزرگراه را انتظار می کشيدند. در طول دو هفته گذشته سر و صدای رسانه ای تحت عنوان جلوگيری از قطع 4000 درختی که در مسير احداث بزرگراه قرار داشتند پژواکی بيش از موارد مشابه قبلی يافت. اندک کسانی که از قطع درختان توتستان «کن»، درختان «چيتگر» و نيز 8 هزار اصله درختان پرديسان در همين چند سال گذشته مطلع شده بودند، به ياد ندارند سر و صدای رسانه ای در برابر آن موارد اين طور پر حجم برپا شده باشد. آن هم در شرايطی که بعضا قطع درختان ياد شده برای احداث خانه يا ساختمان اداری بود و بار چندانی را از دوش مشکلات مردم بر نمی داشت. اگر نگاهی منصفانه به عملکرد رسانه های جمعی در طی دو هفته گذشته داشته باشيم، به هيچ موردی در رسانه ها برنخواهيم خورد که در آن آماری دقيق از قدرت آلايندگی خودروها به ازای هر دقيقه توقف در ترافيک شرق تهران صورت گرفته باشد و يا در باره کم تاثير بودن قدرت درختان سوزنی در کاهش آلودگی سخن گفته باشند. و لذا کمتر مردم در جريان اين واقعيت مهم قرار گرفتند که بازگشايی مسير بزرگراه، صدها برابر بقای درختان ياد شده در کاهش آلودگی هوای تهران تاثيرگذار است. در رسانه ها در باره مشکلات ساکنان منطقه در صورت تخريب منازل شان برای احداث بزرگراه (در صورت احداث آن از مسير قبلی) بحث نشد و طوری وانمود شد که آنان نگران قطع درختان اند و نه تخريب خانه های خود! روزنامه نگاران ما در باره ضرورت توجه به روزنامه نگاری توسعه در کلاس های آموزش روزنامه نگاری درس هايی ارزشمند را آموخته اند. يکی از اين درس ها اين است که نسبت به انعکاس پيشرفت ها و اقدامات عام المنفعه حساس باشند و از انعکاس آنها به بهانه جذاب نبودن دريغ نورزند. بر خلاف توصيه مدرسان روزنامه نگاری توسعه، در طول يک سال گذشته هيچ گاه رسانه های ما از غرس بيش از سه ميليون نهال در تهران بزرگ و اطراف آن صحبت نکردند! در شرايطی که هر خودروی فرسوده برابر 30 دستگاه خودروی سالم آلودگی ايجاد می کند، کمتر کژکاردی نهادهای ذی ربط در خروج خودروهای فرسوده مورد کنکاش جدی قرار گرفت و بار تمام گناه تداوم آلودگی هوای تهران به قطع تعدادی از درختان سوزنی لويزان افتاد! در حالی که شايعه تخريب شدن 40 خانه در جنگل لويزان در صورت گذر بزرگراه از ميان آن جنگل در برخی رسانه ها مطرح شد، هرگز اصل واقعيت که فقط دو آلونک غيرمجاز در مسير احداث بزرگراه در جنگل لويزان قرار دارد به اطلاع عموم نرسيد. اساسا از عدم طرح صحيح و کارشناسانه موضوعات اجتماعی، بيش از همه مردم لطمه می بينند. مردمی که از عقب افتادگی های عمرانی رنج می برند و ساعات زيادی از عمر با ارزش خود را در هياهوی ترافيک هدر می دهند. مردمی که در گذشته های نه چندان دور شاهد بوده اند که نقشه مسير بسياری از بزرگراه ها، نه بر اساس ملاحظات جغرافيايی، جمعيتی يا جامعه شناختی، که صرفا بر مبنای ملاحظات اقتصادی ( البته به نفع گروهی اندک) ترسيم شدند و نيز درختان زيادی به خاطر منافع شخصی و نه عمومی قطع شدند و صدايی از رسانه ای برنخاست. براستی اين بار چه ملاحظه ای ايجاب می کرد طرحی قانونی و عام المنفعه در راستای خدمت عمومی به مردم اين چنين مورد هجمه قرار گيرد؟ بهتر است با ديدی نقادانه جريان رسانه ای دو هفته گذشته را بازبينی کنيم و از خود به عنوان يک عضو رسانه، که رسالت آگاهی دهی و هشيارسازی مردم را در نظر دارد بپرسيم که آيا در جهت منافع مردم عمل کرده ايم يا خدای ناخواسته در جهت ...! |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفتم اسفند 1384ساعت 0:18 توسط دکتر محکی
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام . خوشوقتم به اطلاع دوستان عزيز برسانم که سايت شخصی من با هدف اطلاع رسانی در حوزه علوم ارتباطات (تحقيق درارتباطات ، روابط عمومی و روزنامه نگاری) از پانزدهم اسفند به طور آزمايشی کار خود را آغاز خواهد کرد.
آدرس سايت:
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه ششم اسفند 1384ساعت 8:9 توسط دکتر محکی
|
|
||
|
|
|
|
|
گذشته چراغ راه آينده است اگر ...! شاید شما هم این گلایه را داشته اید یا از دوستان تان شنيده اید که چرا ما در دانش روابط عمومی نسبت به خیلی از کشورهای دنیا عقب افتادیم. واقعيت این است که حدود 60 سال پیش يعنی آن زمانی که اولین روابط عمومی به سبک امروزی در ایران راه اندازی شد، خیلی از کشورهای منطقه هنوز به استقلال هم نرسیده بودند چه برسد به این که نهاد روابط عمومی پیشرفته ای را داشته باشند. اما بسی تاسف که همان کشورها در بسیاری از زمینه های مربوط به روابط عمومی از ما جلو افتاده اند. این که ما چرا در جا زدیم و دیگران از ما جلو افتادند در جای دیگری باید بحث شود و در این چند سطری که می خواهم برای مخاطبان اين وبلاگ بنویسم نمی گنجد. اما می توان به اجمال دریچه ای را گشود تا از درون آن بتوان با بعضی از ويژگی های روابط عمومی توسعه يافته در جهان امروز آشنا شد. مبنای سخن را هم «روابط عمومی الکترونيک» در جوامع پيشرفته قرار می دهم. واژه «روابط عمومی الکترونيک»، حداقل برای آنانی که در حوزه علوم ارتباطات درس می خوانند نبايد مفهومی غريب باشد. اين واژه در ارتباط با کاربرد تکنولوژی های نوين اطلاعات و ارتباطات در حرفه روابط عمومی به کار برده می شود. حتما می دانيد که در اثر توسعه علوم و فن آوری های ارتباطی، از حدود سه دهه پيش اين امکان به وجود آمد که رسانه های ارتباطی مانند رادیو، تلويزيون و روزنامه از طريق خطوط ديجيتال به سیستم های اطلاعاتی رايانه ای متصل و مرتبط شوند. ماهواره های ارتباطاتی هم در این داستان شگفت انگيز علمی وارد شدند و به تخيل بشر جامه واقعیت پوشاندند. تخیلی دیرین که در آن هر فرد انسانی در هر لحظه ای از شبانه روز از هر نقطه اين جهان بزرگ قادر به برقراری هر نوع ارتباط دورادور با اشخاص ديگر در اقصی نقاط عالم است. ارسال متن، عکس، صوت و تصوير با سرعتی خارق العاده از رايانه داخل منزل مثلا يک ژاپنی به رايانه شخصی مثلا یک ايرانی در حداقل زمان ممکن! اين تحول ارتباطی بزرگ را «انقلاب اطلاعات و ارتباطات» نام نهادند. چند رسانه ای (مولتی مديا) و شبکه های ارتباطی جهان گستر (وب) تنها جلوه هايی از اين انقلاب فن آورانه هستند. کارشناسان و کارگزاران روابط عمومی در نقاط مختلف دنيا به فراست افتادند که چگونه می توان از اين امکان و ظرفيت شگفت انگيز در راستای پيشبرد امور حرفه ای خود استفاده کرد. لذا مبتکرانه، نبوغ حرفه ای خود را در بهره گیری از اين تحول به کار گرفتند و «روابط عمومی الکترونيک» بسان کودکی زود بالغ شده! چشم به جهان گشود و خيلی زود چشم های کنجکاو متخصصان را مفتون رونمايی خود کرد. براستی چشم روشنی روابط عمومی الکترونيک چيست؟ پاسخگو شدن دولت ها، خارج شدن اطلاعات از حصارهاي تنگ و شفافيت يافتن اطلاعات، نقش پذيري بيشتر تشکل هاي مردمي در جهت مشارکت در زندگي جمعي، و تنوع و تکثر ابزارهاي توليد و توزيع پيام تا سطح فردي، جنبه هايی از سوغات روابط عمومی الکترونيک هستند. اين ارمغان کار را به جايی رسانده که روشنفکران و نخبگان به جرات از دولت هاي الکترونيک و سايبر دموکراسي سخن می رانند. روابط عمومي الکترونيک، همه مواهب فناوري هاي نوين ارتباطي و اطلاعاتي را با هم به کار گرفت تا هم کيفيت و هم کميت حوزه فعاليت روابط عمومي ها را ارتقاء دهد. او از بستر جامعه اطلاعاتي سود جست تا با توجه به قدرت ذخيره سازي اطلاعات ديجيتال ( متن، صدا و تصوير) و همه گير شدن استفاده از رايانه هاي شخصي، در درون ساختار شبکه اي جهان گستر، اطلاعات مورد نظر خود را از ديوارهاي سازماني، محلي و ملي رها ساخته، آن را در وسعت جهانی پخش کند. روابط عمومی الکترونيک کمک کرد تا فضاي اجتماعي نويني شکل گيرد که در آن روابط مجازی نقش حياتی داشت. در اين فضای جديد، چشم اندازي نو و متفاوت عيان گشته که پيام آور بيم ها و اميدهای نو برای بشر است. تا پيش از اين، کارگزاران روابط عمومی مجبور بودند برای انجام وظايف مهم و پر حجمی که از آنان انتظار می رفت، از کانال های رايج سنتی به صورتی جداگانه استفاده کنند. اما فناوري هاي نو، ظرفيت هايی جديد و منعطف را پيشکش کرده اند. اکنون متوليان روابط عمومی اين توان را يافته اند تا زيرکی را با تخصص درآميزند و از اين ظرفيت ها، نهايت بهره را ببرند. البته از اين رهگذر منزلت حرفه ای آنان بالاتر رفته و شان و جايگاهی به مراتب وزين تر يافته اند. امروزه روابط عمومي های پيشرفته برای ايجاد و حفظ خطوط ارتباطي دو طرفه بين مديران، کارکنان، مراجعان و ساير سازمان ها از خطوط گسترده ارتباط ديجيتال استفاده می کنند. حالا آنان از اين طريق بهتر می توانند ياريگر درک، پذيرش و همکاري ميان سازمان و مراجعان آن باشند. روابط عمومي ها از این فن آوری ها در راستای افکارسنجی هم استفاده می کنند تا مديريت سازمان را در اطلاع يافتن از افکار عمومي کمک کنند. به علاوه روابط عمومي ها با انعکاس نظرها و آرای مردم، که از کانال های ارتباط الکترونيک دريافت کرده اند، به طور مستمر، مسئوليت مديريت سازمان را براي خدمت به منافع عمومي به آنان يادآور می شوند. از آن جا که بايد روابط عمومي ها به موقع از تغييرات محيطی آگاهي يابند و به مديران در مورد پيامدهای هر تغيير مشاوره دهند، به کمک فن آورهای الکترونيک، مدام تحولات محيطی را رصد کرده و پيش بینی ها و هشدارهای لازم را به موقع ارايه می کنند. و اما در ارتباط با مردم، روابط عمومي ها به کمک فن آوری های اطلاعاتی و ارتباطاتی به آحاد جامعه، اطلاعات درخور و مناسب را عرضه کرده و در همين اثنا تلاش هاي ترغيبي خود را برای تغيير گرايش ها و رفتارهاي مردم دنبال مي کنند تا بدين ترتيب ميان نگرش ها و اقدامات يک موسسه با مخاطبان خود و نيز متقابلا نگرش ها و اقدامات مخاطبان با موسسه، همبستگي ايجاد شود . به همين خاطر، عمده ترين نکته را در روابط عمومي نوين، پيام رساني آگاهانه، مستمر و برنامه ريزي شده بر پايه شناخت و سنجش جامعه مورد نظر می دانند. با توجه به تحولات ناشی از انقلاب اطلاعات و ارتباطات، به جوامع پیشرفته معاصر عنوان «جامعه اطلاعاتی» اطلاق می شود. در روابط عمومي های جوامع اطلاعاتي، روش هاي کار و فعاليت به صورتی منطقي طراحي می شوند و خط مشي هاي آينده نگر تعيين می شوند. چنين روابط عمومي هايی نيازمند پويايي و تحرک و فعاليت براساس اطلاعات درست، روزآمد و دقيق هستند و به درستی لازمه تحقق چنين امری را بکارگيری تکنولوژی های پِيشرفته اطلاع يابی و اطلاع رسانی می دانند. در روابط عمومي جامعه اطلاعاتی، « اطلاع رساني» يک اصل حياتي است و واحدهاي روابط عمومي مراکزي هستند که عموم مردم براي کسب اطلاعات بدان جا مراجعه مي کنند. لذا تلاش می شود تا جايی که امکان دارد با بهسازي «اطلاع رساني» در روابط عمومي ها، آنها را تواناتر می کنند. بدين ترتيب دسترسي سريع و آسان روابط عمومي ها به منابع اطلاعاتي سازمان فراهم می شود و نشر مداوم اطلاعات و بازخوردسنجي، به منزله یک فعاليت حياتی روزمره به جد دنبال می شود. براي مشارکت دادن مردم در برنامه هاي سازمان، روابط عمومی الکترونيک از فرايند اطلاع رساني و اطلاع يابي نهايت بهره را می برد. به اين صورت که يک نظام کارآمد اطلاعاتی را سازماندهي می کند تا ضمن گفتگو با مراجعان، آنها را در تصميم گيري ها شرکت دهد. به همين دليل روابط عمومی الکترونيک را نوعی روابط عمومي «اطلاع مدار» می دانند که همواره مترصد اطلاع يابی، اطلاع شناسی و اطلاع رسانی است. هر سه این ها، به مدد استفاده از فن آوري های اطلاعاتی و ارتباطي صورت می گيرند. اطلاع يابی از راه سنجش افکار عمومي، بررسي انتقادها و اطلاعات درون سازماني، انجام می شود. سپس در فرايند « اطلاع شناسي»، اطلاعات دريافت شده بازيافت می شوند. اين کار از طريق نظام و شبکه اطلاعاتي و بانک اطلاعات صورت می گيرد و به پژوهشگران، محققان و روزنامه نگاران، اطلاعات دقيق ارايه می کند. در چنين شبکه اطلاعاتي، اجزايی همچون فراهم آوري داده ها، پردازش داده ها، ذخيره و بازيابي داده ها، انتقال داده ها و ارتباطات داده ها وجود دارد. در شبکه اطلاع رساني روابط عمومي ها؛ انتقال اطلاعات به سرعت صورت می گيرد، از تمامي امکانات نرم افزاری و سخت افزاري استفاده مشترک می شود، اطلاعات بر روي يک سرور Server مرکزي ذخيره می شود تا به عنوان مرکز تغذيه براي تمام ايستگاه هاي متصل به آن عمل کند، از طريق پست الکترونيک پيام هاي لازم (مانند بخشنامه ها)، به سادگي و بدون درنگ به همه رايانه هاي مرتبط ارسال می شوند، سيستم هاي کنترل با استفاده از جمع آوري و پردازش اطلاعات عمل می کنند، تسهيلات و امکاناتي مانند پست الکترونيک، کنفرانس از راه دور، گروه هاي خبري، ارتباط از راه دور و انتقال پرونده در اختيار کارکنان و مراجعان قرار دارد، از اطلاعيه هاي مطبوعاتي الکترونيک بنا به مورد استفاده می شود، مردم و مشتريان به صورت دو طرفه با سازمان ارتباط می گيرند، نسخه های الکترونيکی روزنامه ها و مجلات بلافاصله پس از انتشار، به صورت لحظه ای دريافت و تحليل می شوند، و از سرويس «آنلاين» (لحظه اي) برای پاسخگويی به سوالات و ابهاماتی که در رسانه ها منتشر شده است استفاده مي شود. در شرايط امروز جهان، که تغييرات پياپی و شتابان در تمام حوزه های سياسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، علوم و تکنولوژی اتفاق می افتد، نياز به تخصص مديريت روابط عمومي به عنوان يک ضربه گير اطلاعاتي بين سازمان ، مخاطبان و رسانه ها اجباری شده است. با رشد و شکل گيري روابط عمومی الکترونيک، کارکنان روابط عمومي، از نظر ويژگی های تخصصی و حرفه ای تفاوت پيدا کرده اند. بر خلاف گذشته، ديگر به صرف گذراندن آموزش و دوره های معمول، به يک فرد «متخصص روابط عمومی» اطلاق نمی شود. او بايد علاوه بر طی دوره های ياد شده، مهارت های اساسی جديدی را در استفاده موثر از فن آوری های اطلاعات و ارتباطات کسب کند. روابط عمومي همواره يک حرفه بوده و خواهد بود، اما کسانی در اين حرفه روزآمد و کارساز خواهند بود که در همه ابعاد انسانی و تخصصی، متناسب با تحولات روز، توانايی های خود را گسترش دهند. روابط عمومي الکترونيک در حال پيشرفت است، زيرا فن آوري های اطلاعات و ارتباطات، در دسترس و در حال تلفيق هستند. به علاوه به کارگيری اينترنت و پست الکترونيک، به ويژه از سوي روزنامه نگاران، رشد فزاينده اي دارد و مفهوم «بزرگراه هاي اطلاعاتي»، فراگير شده و عموميت يافته است. نتايج بررسي ها در تمام کشورهاي دنيا حاکي از رشد دسترسي به اينترنت، آدرس هاي اينترنتي، تعداد وب سايت ها، خبرگزاري هاي آن لاين، چند رسانه ای ها Multy Media، دسترسي به اينترنت و ويدئو کنفرانس ها است. حال با اين اوصاف خوب است نگاهی دوباره به وضعيت خودمان در عرصه روابط عمومی داشته باشيم. می گويند «گذشته چراغ راه آينده است» و من می خواهم جمله بالا را اين طور اصلاح کنم : «گذشته چراغ راه آينده خواهد بود اگر تحلیلی درست از آن چه اتفاق افتاده و از آن چه بايد باشد، داشته باشيم». خير پيش و ايام به کام |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه یکم اسفند 1384ساعت 21:45 توسط دکتر محکی
|
|
||
|
|
|
|
|
«آبراهام مازلو»، روان شناس صاحب نام، بر اين باور است که انسان ها می بايد آن چيزی بشوند که استعداد آن را دارند. او سلسله مراتبی از نيازهای انسان ها شکل داده است که تمام نيازهای نامحدود انسانی را در چند طبقه به قرار زير تقسيم بندی کرده است: اولين دسته از نيازها، نياز های جسمانی(Pysical ) است. اين نيازها هسته مرکزی دوام و بقاء جسمانی هر انسان است. هر انسان بايد بخورد و بنوشد تا زنده بماند. نياز جسمانی، با نياز به امنيت و ايمنی تعقيب می شود. به محض سير شدن شکم و رفع نيازهای جسمانی، نياز ايمنی مطرح می شود. اين نياز از ابتدای خلقت با انسان بوده است. دو نياز «جسمانی» و «ايمنی» را نيازهای اوليه می گويند. چرا که بودن و نبودن آن ها موجب بودن يا نبودن آدمی می شود. پس از اين نيازها، «نيازهای اجتماعی» مطرح می شوند. نيازهای اجتماعی با پذيرش اجتماعی، يعنی دوست داشتن و مورد توجه قرار گرفتن همراه است. نياز اجتماعی، در واقع، با زيستن در جمع، کم و بيش ارضاء می شود. فراتر از نياز های اجتماعی، نياز «حرمت به خود» است. هر انسانی تصوری از خود دارد و نياز دارد که اين تصور در او به درستی شکل گيرد. او دلش می خواهد همه او را نسبت به انجام امور انسانی توانا و ذی صلاح بدانند. در حد نهايی هرم سلسله مراتب نيازها، نياز به «خوديابی» يا «خودشکوفايی» قرار دارد. منظور از اين نياز، نياز به کشف توانايی های خود و به کار گرفتن آن ها است. روان شناسان معتقدند که هر چه «خودآگاهی» بيشتر باشد موجب «خودشکوفايی» بيشتر می شود. زمانی که ما به خود بپردازيم و بر خويشتن خويش وقوف يابيم، عامل کنترل، عاملی درونی شده و ديگر، عوامل بيرونی نمی توانند در حد زياد ما را کنترل کنند. آگاهی از خود، بر رفتار ارتباطی ما نيز تاثير می گذارد. افرادی که خود را می شناسند و به خودآگاهی رسيده اند، با راحتی بيشتری می توانند به تشريح خود و خواسته های خود، چه به صورت کلامی و چه غير کلامی بپردازند. گريه و خنده آن ها مبين خواسته های آنهاست. کلام آن ها با آهنگ مخصوصی به دل می نشيند. اعضای بدن، ترس آن ها را منتقل می کند. آن ها به همين گونه در مقابل ديگر احساسات عمل می کنند. نااميدی، لذت و شادمانی آن ها، همه و همه، از طريق اندام و اعضای بدن آن ها و حرکات اين اعضا نشان دادنی است. (جهت آگاهی بيشتر به کتاب «مبانی ارتباطات انسانی» نوشته دکتر «علی اکبر فرهنگی» مراجعه شود.) |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه یکم اسفند 1384ساعت 9:43 توسط دکتر محکی
|
|
||